تبليغاتX
موفقیت همراه با عشق

موفقیت همراه با عشق

زحمت تهیه این متن ها را برادر عزیزم کشیده پس:

تقدیم به تو:

آسمان آبي بود،

عابران گرم ويترينها بودند،

بچه ها غرق بازي

جدايي مان به چشم نيامد،

واشكهايمان را كسي نديد؛

و گل فروش، گلهاي نرگسش را كه در انتظار مشتري خشكيده بودند،

دور ريخت.

وفردا که دستان گرم یک عشق تازه یاد مرا از قلب تو بزداید

من در اندیشه ی این کلام تو که میگفتی:

اگر در کنارم نباشی ،درقلبم هستی .

روزگار را به تمسخر میگیرم

واز دور به تو مینگرم

ومیبینم غرق شدنت را

درزندگی و در روزمرگی

و میپندارم که آیا من و تو هرگز با هم بوده ایم ؟

 

نمي دانم خورشيد را بيشتر دوست داري يا ماه برايت زيباتر است اما من، تو را براي خود همچون خورشيد مي خواهم که نورش را وامدار کسي يا چيزي نيست و خود را براي تو، همانند ماه ، تا شب ها را با نوري که تو به من مي بخشي، روشني بخشم.

من نه آن خورشيدم تا در روز روشن با پرتوي گرم وپر مهر خويش حرارتت بخشم،ونه آن ماهم تا شب تارت را چراغ افروز بوده وراه بر تو بنمايم.تنها آن ستاره اي هستم که با کورسوي اندک خويش در دل تاريکي اميدي ناچيز در دلت رويانده و جهت بر تو مي نمايانم؛پس نه آنم و نه اين،بلكه وجودي به درخشندگي ستاره ام و بدين اميد مي درخشم تا در ظلماني ترين لحظه حيات ،جاده اي برايت تصوير کنم به آينده اي روشن و به وسعت گيتي۰

کوهها سر به فلک کشیده اند تا تو،فاتح قله هاشان باشی باغها منتظر دستان تو اند ،تا میوه هاشان را بچینی. بیابانها به هوای تو اند ،تا آبادشان کنی. دریاها در خروشند ،تا پاروی تو آنها را در نورد د. آسمانها چشم دوخته اند ،تا پرواز تو را نظاره گرباشند. پس تلاش کن... خورشید برای تو طلوع میکند؛ ماه به خاطر تو میتابد؛ ستاره ها چون تو هستی میدرخشند؛ ابرها میبارند تا تو سیرآب شوی؛ نسیم ها میوزند تا نوازشگر تو باشند؛ غنچه ها میشکفند تا تو لذت ببری؛ پس خدا را از یاد مبر و نانی به غفلت مخور.

از آدمها ميخواهم برايت بگويم ،از همين موجود دو پای عجيب ،از همين موجودی که بهشت را به شکمش فروخت،ازهمين موجودي که برادرش را کشت تا در شب زفاف کنار زن زيباتری بخوابد، از همين موجودی که باران طلب ميکند اما چون باريدن گرفت ،زير چتر مي رود و آرزوی آفتاب ميکند، و باز با درخشش اشعه خورشيد عينک آفتابی به چشم ميزند و سايه مي طلبد؛ از آفريننده ی زيبايی ها و بسياری از زشتيها ،انسان، ميخواهم برايت بگويم،از موجود مدعی آزادی و آزادی خواه ميخواهم برايت بگويم، که همه چيز را به بهانه آزادي اش در زندان می افکند،از سازنده شمشير ميخواهم برايت بگويم وخالق گلوله...

آن هنگام كه تنهايم گذاشتي تا روزگاري ياد تو اشك در چشمانم جاري ميكرد. اما دانستم كه اشكهايم با ارزش تر از آن هستند كه در فراق نامردان بريزند.از آن پس هر گاه كه يادت ذهنم را مخدوش ميكرد ديگر نميگريستم،تنها بغض راه بر گلويم ميبست.كم كم وقتي كه كبوتر خاطرت بر آشيانه ذهنم مينشست بغضها هم حال راه بستن بر گلويم را نداشتند وتنها غمي كوچك دلم را اندكي مي آزرد.و اكنون هر گاه تو در خاطرم مي آيي، تنها لبخندي تلخ بر لبانم مينشيند و بس؛ و فردا تو را در گورستان خاطراتم دفن خواهم كرد، تا حتي لحظه اي در ذهنم خطور نكني. از برادرم عزیزم مصطفی جان.

و هنوز سلامم را پاسخ نگفته اي،وقت رفتن است؛خداحافظ اما...

مرا در ياد داشته باش.

مهربانيهايم را هرگز فراموش مكن.

نگاهم را به خاطر بسپار.

تبسمم را در آلبوم خاطراتت قاب بگير.

قهقهه هايم را موسيقي ذهنت كن.

بدقولي هايم را ببخش.

اخمهايم را دور بينداز.

و بديهايم را در اشكهايم غرق كن.

 

با چشماني كم سو كه پيش پا را نتوانند ديد

وپاهايي خسته و بي رمق كه راه رفتن را از ياد برده اند

و با دستاني بي حس كه لمس كردن نمي توانند

در اين شب مه آلود و بي ماه وستاره

با هزاران چشم در كمين

بي هيچ ياري كه دستم بگيرد

يا ديواري كه برخاستن را مدد كند

از من مخواه سفر كردن

از من مخواه.

دلبركم، قبلا هم تنهايي را حس كرده بودم و هر بار در تنهايي خويش به خود فكر كرده بودم و به آنچه كرده بودم و نكرده بودم؛ اما خيلي زود باز غرق در جمعيت گشته بودم، امشب باز تنهايي مرا در آغوش گرم خويش كشيد ومرا در دام فكر انداخت.

باز به خود انديشيدم و به هر آنچه قبلا نيز در تنهايي خويش به آن مي انديشيدم، به اطرافيانم وبه گذر شب و روزم، به اينكه چه كسي مرا درمي يابد در اين تنهايي ها. هم چنان كه براي تو مينويسم، مي انديشم، اما مي دانم كه باز در اطرافيانم و در روزمرگي ها غرق خواهم شد، دوباره خيلي زود.اما مي داني دوست من؟ در اين تنهايي ها، هميشه موجودي ماوراء انسان، بالاتر از همه كس فوق همه چيز، و فراتر از اين دنيا را در كنار خود يافتم كه مرا اميدوار مي كرد به آينده. اما افسوس كه اين موجود ماوراء انسان را تنها در همين تنهايي ها مي يابم و هنگامي كه تنها يي ها مچاله مي كنم و به گوشه اي مي اندازم،اين موجود مافوق بشريت نيز كمرنگ مي شود و از من دور. اما دوست من از تو مي خواهم كه اين موجود را همواره و در همه حال، چه به هنگام تنهايي و چه به وقت سر مستي در جمع دريابي.

 

صداي پايشان را مي شنوم، هجومشان آغاز شده است، حضور سردشان را احساس مي كنم

باز هم دلتنگي ها، دلتنگي ها، مرا در آغوش گرفته اند.

آي دلتنگي ها باز از كدام درز دلم وارد شده ايد؟ هنوز هم مثل گذشته سوغاتتان غم است؟

من كه هنوز پس از سال ها مرهمي برايتان نيافته ام.

آي دلتنگي ها، بغضم را تركانديد، چشمهُ اشكم را خشكانديد. مي دانم كه شما هم دلتنگيد، همدمي نداريد، همه شما را مي رانند. آي دلتنگي ها، بهترين همدم تنهايي هاي من چه كنم با شما؟

آي دلتنگي ها، آي دلتنگي ها... مرا در آغوش گرفته ايد چه كنم با شما؟

ميگويند خورشيد مايل زمستاني را گرمايي نيست؛ نميدانند همين گرما را آن هنگام كه پاره ابري راه مي بندد بر خورشيد و بادي ميوزد سوزناك، مي توان قدر دانست،و خوب قدر مي داند پسرك سيگار فروش.

اما مرا با خورشيد زمينيان كاري نيست كه تو خورشيد من هستي، خورشيدي كه اكنون دير زماني است گرمايش سرد شده است بر من و من احساس مي كنم كه زمستاني تو را فرا گرفته و همچون آفتاب زمستاني مايل مي تابي بر من، آنقدر مايل كه گاه گرمايت در ميان زمين و آسمان از بين ميرود وبه من نمي رسد. باكي نيست چرا كه من همان پسرك سيگار فروشم وهمين اندك حرارت تو مرا غنيمت است. اما ترسم مي داني از چيست؟.... از ابرهاي برف زاي زمستاني كه تو را در نوردند و شروع كنند به باريدن. آنگاه تو در زير ابرها بماني و من در زير برف ها دفن شوم و دور شوم از تو، آنقدر دور كه وقتي بهاران رسد سز راه و نقطه چين شوند برف ها تو ديگر نيابي مرا. آن هنگام بدان كه گرماي بهاري تو مرا نيز همراه برف ها ذوب كرده است.

اكنون من همراه رودي هستم كه رو به جانب درياست و آن زمان كه به دريا ريختم گرماي تو مرا بخار خواهد كرد و من ابر خواهم شد تا راه بر تو ببندم و تو را دريغ از ديگران واز آن خود كنم.

 

روي ديوار همسايه پرده تسليت

يكه برگ خشكيده بر تن چناري پير كه زنده ماندن را لجاجت مي كند

جوي آب كه يخ بسته است

صداي شوم بوفي از دور

عنكبوتي كه در زاوه اتاق مي تند تار

از لاي پنجره نيمه باز نفير باد

همه و همه ياد مرگ را در ذهنت مي لولاند

وتو جنايت را ميبيني وپوچي را

كه روزمرگي شده است

ومن فردا را به فكر نه، امروز پريشان، گذشته را از ياد برده ام.

  اگر در زندگي زياد ايده آل نگر نباشيم، زياده خواه و طماع نيز نخواهيم بود و اين خود صعود بلندي است در فتح قله خوشبختي.

پيشرفت و موفقيت در سايه دو چيز حاصل مي شود: صرفه جويي و تلاش و اگر اين دو مهم در من و تو هست اما پيروزي را نمي يابيم، بدان چيزي را دور انداخته ايم مهمتر از اين دو، و آن توكل است.

اگر خويشتن را از خويش تهي نكنيم، سنگي بزرگ پيش پاي خود انداخته ايم در رسيدن به كمال كه همان لقاءالله است.

جواني همچون شهاب سنگ زيبا و پر نواي است در آسمان زندگي كه تنها با يك پلك بر هم زدن دور مي شود و از نظر پنهان؛ بيا تا قدر آن را بدانيم.

هر گاه انبوه مشكلات و دشواري ها، طاقتت را طاق كردند، نماز را در ياب و صد البته صبر را و اين طور تصور كن كه خداوند خواسته است تو را بيازمايد.

سخت اراده را از كار سخت باكي نيست.

دوستي به عنوان خاطره در دفترچه خاطراتم اين بيت را نوشته بود:

خواهي كه به طبعت همه كس دارد دوست با هر كه دراوفتي چنان باش كه اوست.

و من براي تو اين جمله را مي نويسم: با هر كه دراوفتي چنان باش كه خواهد حضرت دوست.

به چشم مردم خوب بودن نكو است اما در نزد خدا عزيز بودن عظيم تر است.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 17:51  توسط مرتضی  | 

مادرم دوستت دارم

 مادرم دوستت دارم.

نمی دانم خورشيد را بيشتر دوست داري يا ماه برايت زيباتر است اما من، تو را براي خود همچون خورشيد مي خواهم که نورش را وامدار کسي يا چيزي نيست و خود را براي تو، همانند ماه ، تا شب ها را با نوري که تو به من مي بخشي، روشني بخشم.

روزت مبارک.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 19:31  توسط مرتضی  | 

ماركوس اورليوس : خوشبختي بستگي به كيفيت افكار شما دارد ... مراقب باشيد شيفته ي پندارهايي نشويد كه با فضيلت و سرشت عقلاني مناسبتي ندارند.

مادر ترزا : خدا به ما دستور نمي دهد كه كارهاي عظيم بكنيم بلكه مي خواهد فقط كارهاي كوچك را با عشقي عظيم انجام دهيم .

اپيكتت : اول به خود بگوييد كه چه بايد بشويد و سپس كاري را كه لازم است انجام دهيد.

تامس پين : براي خوشنودي انسان لازم است كه او به طور ذهني به خودش ايمان داشته باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 19:18  توسط مرتضی  | 

بهترین باش...

بهترین باش......

اگر نمي تواني بلوطي بر فراز تپه اي باشي،بوته اي در دامنه اي باش،

ولي بهترين بوته‌اي باش كه در كناره راه مي‌رويد.

اگر نمي‌تواني بوته‌اي باشي،علف كوچكي باش و چشم‌انداز كنار شاه راهي

 را شادمانه‌تر كن.......

اگر نمي‌تواني نهنگ باشي، فقط يك ماهي كوچك باش،

ولي بازيگوش‌ترين ماهي درياچه!

همه ما را که ناخدا نمی کنند .ملوان هم می توان بود

در اين دنيا براي همه ما كاري هست كارهاي بزرگ،

كارهاي كمي كوچكتر و آنچه كه وظيفه ماست،

چندان دور از دسترس نيست.

اگرنمي‌تواني شاه راه باشي،كوره راه باش،

اگر نمي‌تواني خورشيد باشي، ستاره باش،

با بردن و باختن اندازه ات نمي گيرند.

هر آنچه که هستی..بهترینش باش...

 

 

از : http://www.shokolatebadmaze.blogfa.com/

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 16:33  توسط مرتضی  | 

هیچ چیز همچون اراده به پرواز پریدن را آسان نمی کند

.نه کیمیا گری وجود دارد، نه

پری قصه هایی ، نه ساحره پیری و نه درویشی که راه رسیدن به سرزمین

خوشبختی و قصر بلوری رویاها را به تو نشان دهد....

 

 از:http://www.shokolatebadmaze.blogfa.com/

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 16:26  توسط مرتضی  | 

بيوگرافي دكتر عليرضا آزمنديان

بيوگرافي دكتر عليرضا آزمنديان

 

دكتر عليرضا آزمنديان در سال 1332 در يك خانواده مذهبي در تهران به دنيا آمد و تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در مدارس اسلامي و از جمله دبيرستان علوي تهران طي كرد و در رشته رياضي به‌ عنوان يكي از دانش‌آموزان نمونه از دبيرستان علوي تهران فارغ‌التحصيل شد. وي تحصيلات دانشگاهي را در مقطع ليسانس در دانشگاه صنعتي شريف و در رشته مهندسي مكانيك طي كرد و در سال 1355 فارغ‌التحصيل شد و پس از خدمت سربازي هم‌زمان با آغاز پيروزي انقلاب اسلامي ايران در صدا و سيما به‌ عنوان خبرنگار سياسي و اقتصادي مشغول به كار شد. وي توفيقات زيادي در حرفه خبرنگاري به‌دست آورد و با تهيه گزارش‌هايي از اوضاع و احوال سياسي و اقتصادي كشور و سفر به تمام نقاط ايران و پاره‌اي از كشورهاي جهان، شناخت خوبي نسبت به مسايل مردم به‌دست آورد و با حضور در جبهه‌هاي جنگ و تهيه گزارش‌هاي تلويزيوني از علميات جنگي، دلاوري‌هاي رزمندگان اسلام را در نبرد حق عليه باطل به تصوير كشيد.

وي پس از 6 سال كار پر تلاش و شبانه‌روزي در صدا و سيما در سال 1364 براي ادامه تحصيل به آمريكا سفر نمود و فوق ليسانس را در رشته مهندسي صنايع با گرايش مديريت مهندسي و مقطع دكترا و فوق دكترا در رشته مهندسي صنايع در سيستم‌ها در دانشگاه كاليفرنياي جنوبي ادامه داد و در عين حال در رشته‌ تخصصي خود در دانشگاه‌هاي آمريكا به تدريس پرداخت.

دكتر آزمنديان به سمت مدير عامل شبكه تلويزيوني آفتاب متعلق به جمهوري اسلامي ايران در نيويورك برگزيده شد و مدت 4 سال در اين سمت به بالا بردن سطح فرهنگ ايرانيان مقيم آمريكا همت گماشت.

دكتر عليرضا آزمنديان ضمن 12 سال تحقيق و تدريس در دانشگاه‌هاي آمريكا و در عين حال با مطالعات علمي پيرامون قدرت فكر به تبادل اطلاعات با دانشمندان اين رشته پرداخت و ضمن شركت در كنفرانس‌هاي علمي تكنولوژي فكر سال‌ها در راستاي توسعه اين پديده بزرگ قرن تحقيق و تدريس نمود و سرانجام براي انتقال دستاوردهاي بي‌نظير تكنولوژي فكر به هموطنان ايراني خود در سال 1376 به ايران مراجعه كرد.

وي ضمن عضويت در هيأت علمي دانشكده فني دانشگاه تهران به تأسيس مؤسسه فرهنگي علمي پديده فكر اقدام كرد و با تشكيل كلاس‌هاي تكنولوژي فكر به بسط و گسترش اين تكنولوژي در ايران پرداخت و با تحولات بزرگي كه در نظام فكري و باورهاي دانشجويان خود ايجاد كرد، زندگي آنها را بكلي متحول ساخت.

استاد عليرضا آزمنديان پس از سفر به بيش از 30 كشور جهان از جمله كشورهاي آسيايي، آفريقايي، اروپايي، آمريكا و كانادا و مطالعه مباني ذهن، قدرت بي‌كران فكر انسان و با اشراف به مكانيسم‌هاي فكر، باور و برنامه‌ريزي سيستم ضمير ناخودآگاه انسان و با بكارگيري تكنيك‌هاي درست ارتباطات و تكنولوژي فكر، امروز در خدمت مردم عزيز ايران است تا با استفاده از دستاوردهاي علمي خود ضمن ايجاد تغييرات اساسي در نظام فكريشان، به پالايش شخصيت‌هاي آنان پرداخته و با ايجاد تحولي شگرف در آنها، انسان‌هاي شاد و بشاش، هدفمند، با انگيزه، توانمند و مصمم، باشخصيت و با اعتماد به نفس كامل و با عشق و اميد براي زندگي عالي و پر حاصل براي ايران اسلامي ما تربيت كند.

دكتر عليرضا آزمنديان با برگزاري كنفرانس‌ها و دوره‌هاي تكنولوژي فكر براي مديران، معلمان، دانشجويان، كارمندان و ساير اقشار تأثيرگذار جامعه، نه تنها نظام فكري و روحي آنان را متحول ساخته است، بلكه با اجراي تكنيك‌هاي مديريت فكر، در بالا بردن كارايي و بهره‌وري انساني آنان، تأثير بسزايي گذاشته است.

منبع: سايت مؤسسه فرهنگي علمي پديده فكر

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 15:56  توسط مرتضی  | 

قانون جذب!

سلام به تمام عزبزان .

امید وارم مطالب گفته شده واستون مفید واقع شده باشه.

امروز می خوام درباره قانون جذب بیشتر توضیح بدم . همین طور که قبلا گفته شد قانون جذب می گه که شما به هر چیزی که فکر بکنید بدستش میاریدو زندگی شما خواسته یا نا خواسته حاصل افکارتونه!

یعنی اگه شما ثروتمند هستید این ثروت حاصل اندیشه های پول دوستانه شماست واگه شما از فقر رنج می برید کافیه که افکارتون رو عوض کنید. خودتون رو غرق در پول ببینید!

شما هر چیزی رو که می خواهید می تونید بدست بیارید ! اگه یه عالم پول می خوای....اگه یه خونه می خوای... اگه یه ماشین می خوای... اگه یه همسر خوب می خوای..................  آره این ها همش می تونه درست باشه و شما به همشون برسین!!!!!!!

ادامه دارد...

نظر یادتون نره!!!

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 12:25  توسط مرتضی  | 

سی دی

سلام عزیزان امروز می خوام یه سی دی مفید دیگه بهتون معرفی کنم:

اسم این سی دی ((تکنولوژی فکر)) هستش که مربوط می شه به دکتر آزمندیان.

من حتما پیشنهاد می کنم این سی دی مفید رو ببینید.

در ضمن نظر یادتون نره.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 9:21  توسط مرتضی  | 

معرفي سي دي!

سلام عزيزان امروز مي خوام به شما يك سي دي مفيد معرفي كنم كه ميتونه خيلي در زمينه موفقيت بهتون كمك كنه!

اسم این سی دی (راز)هستش که در رابطه با قانون جذب توضیح می ده.

حالا قانون جذب چی هست؟

 قانون جذب می گه که  هر چیزی که شما بهش فکر کنی بدستش میاری.البته فقط فکر کردن کافی لازم نیستُ بلکه باید یه کارهایی رو هم بعدش انجام بدی که بعدا حسابی در رابطه با این می خوام براتون توضیح بدم.

من خودم شخصا از این قانون هر روز استفاده می کنمو خیلی جواب می ده! البته شما چه بخوای چه نخوای قانون جذب در زندگیتون اتفاق می افته! پس بهتر اینکه بدونی تا بهتر ازش استفاده کنی!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:20  توسط مرتضی  | 

نکته های جالبی در رابطه با موفقیت!

۱۰ نکته جالب که خیلی از آدم ها اون رو نمی دونن!

۱-ترس بیهوده شهامت را از دست می دهد.(واقعا همین طوره, نظر شما چیه!)

۲-دغدقه کار فرصت فکر کردن به ما نمی دهد.

۳-اکثر مردم از خواستن ترس دارندو هنگامی که برای خواستن اقدام می کنند ،اصرار ندارند،این یکی از خطاهای آن هاست.

۴-این سوال را از خودت پرسیده ای که چرا تا به حال پولدار نشده ای؟

۵-باید کار سرگرمی لذت بخشی باشد، تفریحی دلپذیر!

۶-تو همانی که می اندیشی، اگر  فکر کنی که نمی توانی پولدار شوی ،هیچگاه ثروتمند نخواهی شد، باید این گونه بیندیشی که می توانی ثروتمند شوی.

۷-فرصت همین الان است واکنون را دریاب.

۸-همه چیز در این دنیا نسبی است.

۹-آدم محتاط از اشتباهات بزرگ بدور است.

۱۰-افراد موفق همواره اوضاع را به نفع خودشان مصادره می کنند، این یک شگرد موفقیت است!

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 13:34  توسط مرتضی  |